|
خاطره-شعر-هر چی که بخوای
|
امروز برا من یه روز تاریخی بود.تازه کشف کردم بدترین دعا در حق کسی می تونه این باشه که بهش بگید وقتی رفتی حمام اب قطع شه
(از تجربیات امروز من
)واقعا سخته هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.خدا به روز کسی نیاره ![]()
![]()
امیدوارم 4 شنبه سوریه خوبی داشته باشید.مواظب خودتونم باشید(مثل من شیطون گولتون نزنه
)
(4 شنبه سوری تون بی خطر)![]()
ما دو تن خاموش
بار قهر کهنه ای بر دوش
باز هم از گوشه ی چشمان نمناکت
من درون خاطرات روشنت را خوب می بینم
بازهم ای خوب من یاد همان ایام زیبایی
اه می بینم تو هم – افسوس – ان لبخند شیرین را
به دل داری
خوب می دانم تو هم مانند من از قهر بی زاری
باورش سخت است
بعد ازانهمه احساس ناب و پاک
من با تو
تو با من
لب فرو بسته به کنجی قهر؟!
اه
بیش از این دل را توان بی تو بودن نیست
راست می گویم
مرا با قهر کاری نیست
اما
این شروع از که؟
کلام مهربانی را که می اغازد؟!
من یا تو؟
سلام اشتی با کیست؟
و گام اولین را سوی پیوند دوباره
و لبخند محبت یا نگاه گرم
اول از تو باید یا که من؟
پس بیا با هم برای اشتی
یک – دو – سه بشماریم
خوب شروع یک – دو
وای صد افسوس
این سه بر زبان ما نمی اید
ما دو تن خاموش
بار قهر کهنه ای بر دوش
هر دو مان مغرور
نمی دونم چرا همیشه اتفاقای بد باهم می افته
!!یعنی وقتی که فکر می کنی
خیلی خسته ای و نمی تونی ادامه بدی یه چیز دیگه پیش میاد که
موقعیت قبلیت و می ذاری قبله و براش نماز می خونی.امشب اصلا
حالم خوب نیست.یه جورایی از صبح بی حال بودم ولی الان تکمیل شده.
همه چیز دست به دست داده تا بدتر هم بشه.خیلی دوست داشتم با یکی
درد و دل کنم ولی کسی پیشم نبود برا این اومدم اینجا تا شاید...
گاهی وقتا نمی تونم حتی یه جمله ی ساده رو کامل کنم مثل نقطه چینی که خالی مونده![]()
اگه از داستان کوتاه خوشتون میاد پیشنهاد می کنم یه سری به ادامه ی مطلب بزنید.من که خوشم اومد گفتم شما هم استفاده کنید.(حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه – از مصطفی مستور)
جالبه.یه سری به ادامه ی مطلب بزنید.
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.فقط خواستم سلام کرده باشم ![]()
![]()
........ (''''(`-``'´´-´)'''')
..........).....--.......--....(
.........\.....(6..._...6).../
........./........(..0..)....;.\
........__.`.-._..'='..._.-.`.__
......\....'###.,.--.,.###.'.../
....../__))####'#'###(((_\
......#############
........############
.......\...#########.../
...__/...../..######\....\
(.(.(____)....`.#.´..(____).).)
من رسما از بزرگسالی استعفا می دهم !!!
بدین وسیله من رسما از بزرگسالی استعفا می دهمو
مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم
می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که
انجا یک رستوران پنج ستاره است.
می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است
چون می توانم انرا بخورم!
می خواهم زیر یک بلوط بزرگ بنشینم و
با دوستانم بستنی بخورم.
می خواهم درون یک چاله اب بازی کنم و
بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
می خواهم به گذشته برگردم وقتی همه چیز ساده بود
وقتی داشتم رنگها را- جدول ضرب راو شعرهای کودکانه را یاد
می گرفتم.وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و
هیچ اهمیتی نمی دادم.می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست
و همه راستگو و خوب هستند.
می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و
می خواهم از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم.
نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از خبرهای ناراحت کننده.
صورتحساب – جریمه و مدارک اداری
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده ی خود برگردم
می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم
به یک کلمه ی محبت امیز
به عدالت – به صلح – به فرشتگان – به باران و به ...
این دسته چک من – کلید ماشین – کارت اعتباری و بقیه ی مدارک
مال شما
<< من رسما از بزرگسالی استعفا می دهم>>
امروز با مژگانی رفتیم بازار.4روز بود همو نمی دیدیم کلی حرف
باهاش داشتم
دیگه از بازار رفتن خسته شدم
انگاری یکی زورم
می کنه می گه مجبوری همه چیزت و نو کنی
یکی نیست بگه سال
تحویل می شه تو چرا خودتو داری خفه می کنی
امروز یه کفش
گرفتم.قهوه ای با مارک ادیداس نارنجی(قشنگه![]()
)همه چیزو گرفتم
جز کیییییییییییییف
امروز یه دسته سنبل گرفتم خیلی بوش خوبه.الان
اطاقم بوی سنبل میده![]()
يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن
.شد
!پيام اخلاقي اين داستان
مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ،
ولي پريها
.......مونث هستند
!!!!!!!!غضنفر تلفن کرد به 118 و پرسید امسال چارشنبه
سوری به چند شنبه میافته؟!
خواستم برات سبزه ی عید بفرستم گفتم شاید طاقت
نیاری تا عید بخوریش!!!
دقت کردی همه چیزای خوب خانم هستن.مثل خورشید
خانم مهتاب خانم پروانه خانم.ولی همه چیزای بد اقا
هستن.اقا دزده اقاگاوه اقا گرگه.
چند نفر می خواستن اصفهانیه رو اذیت کنند می بندنش
به تیر برق میگن کوچه پایینی شام میدن.
به طرف می گن دگرگونی یعنی چی؟
میگه این گونی یه گونی دیگه
با جواب دادن به این سوال می توانید بفهمید افسرده
هستید یا نه؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
افسرده هستید یا نه؟؟؟؟؟؟
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
.
.
.
.
.
هیجان زده نشو پشت کامیون نوشته بود.
به ماره میگن عاشق شدی؟
میگه 6 ماه نامزد بودیم بعد فهمیدم شلنگه.
به طرف می گن سه تا پرنده نام ببر
میگه گنجشک کلاغ و خر
میگن گنجشک و کلاغش قبول ولی خر چرا؟
میگه خر دیگه نمی فهمه یه موقع دیدی پرید.
تو درختی هستی پر از احساس که من خرم را به ان
می بندم.
اگه گفتی امار دختر بازی تو کدوم حیون از همه بیشتره؟
.
.
.
.
.
.
حلزون!!!
چون هم ماشین داره هم خونه خالی.
غضنفر زنگ میزنه خونه ی دوست دخترش بابای دختره
گوشی رو برمیداره
غضنفر هول میشه میگه ساعت 11و45 دقیقه و 30 ثانیه
ی بامداد به وقت شرعی!!!دینگ دینگ دینگ.
اگه خوشتون اومد یه سری به ادامه ی مطلب بزنید.
امروز بر خلاف اون چیزی که فکرشو می کردم
خیلی خوش گذشت.اولش از اینجا شروع شد که
ظهر بعد از ناهار(البته ساعت3.15)مامان پیشنهاد
داد بریم خونه ی مادر جون
اولش اصلا حسش
نبود.ولی وقتی رفتیم کلی حال داد.باهم رفتیم
بازار.خیلی بازارش باحال بود.خیلیم شلوغ بود.از
فواید شلوغی این بود که من و مریم جمع رو گم
کردیم و مجبور شدیم بقیه ی راه رو خودمون ادامه
بدیم.تازشم یه عده رو به جون هم انداختیم و از
اون گوشه گوشه ها کلی به دعواشون
خندیدیم
الانم میشه گفت نیم ساعتیه برگشتیم
خونه.البته امشب قراره شام و زود بخوریم بعدش
بریم بیروووووووووووووون![]()
تازشم رای دادممممممممم![]()
|
| ||||
|
امروز از صبح با مهسا قرار گذاشتیم بریم بازار.من
از دنیا بی خبر رفتم یه بار خوش قولی کرده باشم
ساعت 4 که قرار گذاشتیم من از 2.50 دقیقه
شروع کردم به حاضر شدن که برا یه بارم که شده
به موقع برسم
ولی ساعت 3.15دقیقه صدای زنگ
تلفنم
در اومد.بدون هیچ پیش بینی شروع کردم به
خوندن پیامک رسیده از مهسا.خدا به روز کسی
نیاره.دیدم می گه کاری پیش اومده نمی شه بیاد
البته با کلی عذر خواهی(که بخوره تو سرش)منم
در شوک کامل
که چه کنم چه نکنم
زنگ زدم به
مریم که خالجون با صدای خواب الود گوشی رو
برداشت و گفت مریم از طرف دانشگاه رفته اردو
(این از این)زنگ زدم به مانا خواب بود طفلک(بازم
در بسته).زدم به ساجده دانشگاه بود(دیگه نهایت
کم شانسیم بود)![]()
![]()
اینجا بود که به ذهنم جرقه زد
بزنم به مریم.ن بی چاره مجبورش کردم کتاباشو بزاره کنارکه باهم بریم(کتابا رو باید تا 25 این ماه
تحویل بده
)مشغول قرار گذاشتن بودیم که صدای
جیغ جیغ یکی بلند شد
فاطمه بود که می گفت
منم میام.منم با روی شاد و لبی خندون از بابت
موفقیتم گوشی رو گذاشتم![]()
ساعت 4.30 قرار
گذاشتیم.در حیاتو که باز کردم برم بیرون به جای
اسفالت خیابون روی خواهرجونو دیدم که تازه از
کلاس تشریف اوردن و بنا به علاقه ی بیش از اندازه
و سلیقه های مشابهی که با هم داریم
گفت منم
میام.تا حالاش شدیم 4 نفر که یهو مریم زنگ زد
گفت شکیبا هم میاد(از اینجا می شه گفت تاناگورا شدیم
)این
ماجرای قبل از بازار بود.نیست که تعدادمون کم بود
هرکسی یه نظر می داد.اینجا بود که فکر کردم
عجبا
کاش نمی اومدم.یه کیف نارنجی و یه کیف
سبزززززززززززز انتخاب کردم که فوق العاده بود
ولی هیچ کدوم به تایید خواهر خانم نرسید
و من
بدون خرید حتی یک عدد جوراب
برگشتم خونه.تازه
رسیدیم خونه و لباسامو کندم که دیدم یکی از بچه
ها زنگ زد.آخرشم به جنگ انجامید
الان مثلا
قهریم.نمی خواااااااااااااااااام.اولش من شروع کردم
ولی اونم کم نیاورد.قرار شد...میشه گفت...الانم از
بابت اون حرفی که بهم زد حالموخفن بهم زد.
[ "_"_"_"_"_" |]
'--@-----@---
.
.
.
.
پارسال
باهم دسته جمعی رفته بودیم زیااارت
ضد حال یعنی وقتی با دوست دختر دومت میری بیرون دوست دختر اولت را با دوست پسر دومش ببینی.
چند دقیقه بعد از مراسم خواستگاری .مادر داماد ببخشید میشه واسه پسرم زیرسیگا ری بیارین؟خوانواده ی عروس:مگه سیگار هم میکشه .نه آخه میدونید بعد از مشروب میچسبه . چی مشروب؟آره آخه پسرم توی قمار باخته ناراحته .چی قمار ؟آره بلد نبود توی زندان یاد گرفت . چی مگی زندان هم رفته؟ آره آخه معتاد بود… چی معتاد؟ آره زن قبلیش لوش داد
مضرات امتحانات : افزایش بار علمی به طور نا خواسته ! کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت
ساعت به هفت دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاری برای معلمان ! افزایش خشونت علیه حیوانات (خر زنی !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش های غلط تقلبی ! سردرد حاصل از تمرکز
به اندازه ی صداقت پینوکیو و رفاقت تام و جری و هوش پت و مت دوست دارم
آدم قورباغه دهن گشاد رو ببوسه ، ولی اس ام اس تکراری نخونه !
برادر ترکه پشت در اتاق عمل بود
پرستار صدا می زنه :
همراه مریض ...
ترکه می گه :0912361
اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته میمانند، میشکنن
عشق..... "اسپانیایی ها میگن : "عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است "ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی ترس از دست دادن تو ! " ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود
ترکه رفت تعلیم رانندگی رفیقش پرسید چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولی مربیه خیلی مذهبی بود . هر طرف من می پیچیدم می گفت یا امام رضا یا ابوالفضل
نامه بوش به احمدی نژاد قدوبالای تورعنارو بنازم چشمای خوشکل وشهلات وینازم تو که خوب نامه میدی بوی عمامه میدی چرانمی رقصی؟وای چرا نمی رقصی ؟
چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمدیاش صلوات
رشتیه..................................... مشترک گرامی دسترسی به این جوک امکان پذیر نمی باشد
پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب
بی چاره دخترها
۱- آگه تیپ بزنن و برن بیرون میگن بآ کی قرآر دآری؟
۲- آگه تیپ نزنن میگن تو آصلآ سلیقه ندآری.
۳- آگه زیآد بگن دوستت دآرم میگن بآز چه نقشه آی تو سرته؟
۴- آگه نگن دوستت دآرم میگن پآی کسی دیگه در میونه.
۵- آگه زیآد بهشون زنگ بزنن میگن آعتمآد ندآری؟
۶- آگه یه مدت زنگ نزنن میگن مثل آینکه سرت خیلی شلوغه.
۷- آگه تو خونه زیآد بخندن میگن دیوونه شدی؟
۸- آگه نخندن میگن بآز چه مرگته؟
۹ آگه شآم بخوآن میگن همش بفکر شکمشه.
۱۰- آگه هم شآم نخوآن میگن بآز معلوم نیست بآ کی شآم کوفت کرده
دوستت دارم
به زبان ایتالیایی :Ti Amo
به زبان یونانی : S'ayapo philo Su
به زبان روسی : Ya vas liubli
به زبان پرتقالی : Amo - te
به زبان فارسی : Dooset Daram
به زبان آلمانی : Ich liebe dich
به زبان اسپانیایی : Te quiero
به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig
به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho
به زبان فرانسه : Je t'aime
به زبان ارمنی : Jiroum em kez
به زبان انگلیسی : I Love You
به زبان ترکی : Seni seviyo rum
به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig
به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata
به زبان سوئیسی : Cha'ha di ga''rn
به زبان برزیلی : Eu te arno
به زبان هلندی : Ik hou van jou
به زبان عربی : Ohebbak
بی تومهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ایینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم
باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو رفتن نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریست
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن گوچه گذشتم
سالی گذشت خوب من آخر نیامدی
همراه بال بال کبوتر نیامدی
گفتی که با بهار می آیی و عاقبت
از باغهای سبز مشجّر نیامدی
تا خواستم قلمم از تو پر شود
بر صفحه های خالی دفتر نیامدی
از وصف عاشقانه و شرح تو عاجزند
این چشمهای دوخته بر در ...نیامدی